خرید بک لینک

میگفت همیشه و در همه موارد من عقلم بیشتر از تو میرسه......

وقتی محوری پیش میومد بجای اینکه چهارتا خوبی رو بگه و بقیش رو نقد کنه همش بدهی ها و خطاها یادش بود

روزی که صدا زد تو اتاقش و گفت میخوایم قطع همکاری کنم

منم بدون هیچ ایراد و هیچ اصراری سریع‌تر قبول کردم ، خواسته ی خودمم یه جورایی بود .....

ولی فکر نمیکردم تو این وضعیتی که الان هستم بخواد من رو اینطوری جواب کنه

در عین حال اصلاً هم ترسی به دل راه ندادم و ندارم من توانایی های زیادی دارم و میدونم هرجای دیگه ای برم قطعا بهترین خواهم بود.

حالا یکی دو هفته فعلا به دنبال کار نمیگردم تا قضیه اربعین و مسافرت و قضیه مجلس روشن بشه

اگر دیدم مجلس هم امیدی بهش نیست مجبورم برم به یه دفتر خدمات قضایی و اونجا مشغول بشم

بجز تایمش و دوری از خونه و اعصاب خوردی بقیه چیزاشو دوست دارم

بهم مهلت داد گفت تا شهریور هم میتونی باشی ، فقط داشت به خیال خودش بهم میگفت که فکر کار باش ، فکر نمیکرد ظرف یک روز من تصمیمی بگیرم که نه یکماه و نیم دیر تر بلکه تو دو روز تصمیم بگیرم دیگه نرم

موفق باشه

برچسب: نویسنده: رضا بهرامی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 3:38

صفحه بندی